خبرگزاری طب اسلامیمباحث نظری

در حسرت نان سالم

در حسرت نان سالم
ساتيش كومار
چكيده:

نان كه همواره در همه فرهنگ‏ها و جوامع نوعى ارزش معنوى داشته، كم‏كم در سايه زندگى صنعتى به يك كالاى تجارى تبديل شده است. هم اينك در جوامع صنعتى، شركت‏هاى تجارى بزرگ عهده‏دار توليد و عرضه نان مى‏باشند و در اين تجارت سودآور، هويت، جايگاه و ارزش غذايى نان به فراموشى سپرده شده است.طرحی که در کشور ما نیز با پیگیری سرمایه داران داخلی روی میز تصمیم گیری مسولین قرار گرفته است.
…….
اگر چه در حال حاضر نان به صنعتى بزرگ تبديل شده است، اما نبايد مطمئن باشيم كه همچنان فوايد اين نان براى ما زياد است. يك مسأله بديهى است و آن هم اين كه امروزه ميزان آلودگى يك تكه نان بيش از مواد غذايى آن، سود مالى آن بيش از ارزش غذايى و مواد شيميايى آن بيش از مزه آن است.
ديگر آن دورانى كه وقت كافى داشتيم تا نان مورد نياز خود را تهيه كنيم، سپرى شده است؛ دورانى كه بوى نان تازه همه فضاى آشپزخانه‏ها را فرا مى‏گرفت و نان در اشكال مختلف آن پخته مى‏شد و اساساً هنر پخت نان به مثابه يك تجربه خلّاقانه شناخته مى‏شد.
آن دورانى كه مى‏توانستيم به نانوايى‏هاى محلى برويم و از ديدن نان‏هاى تازه و استشمام بوى آن لذت ببريم، سپرى شده است؛ نان‏هايى كه بر روى طبقات چيده شده بودند و در فرصت رفتن به اين نانوايى‏ها مى‏توانستيم با نانوا و همسايگان خود گپى بزنيم. آن دوران، نانوايى‏ها محل اجتماعات مردم محسوب مى‏شد. در حالى كه هم‏اكنون در ايالات متحده، تنها ۴% نان مردم در نانوايى‏هاى كوچك محلى پخته مى‏شود و ۸۶% آن به صورت انبوه در كارخانه‏هاى بزرگ صنعتى توليد مى‏شود.
در گذشته، تنوع نان به مثابه نمادى براى تنوع فرهنگ‏ها محسوب مى‏شد؛ اما هم‏اكنون در هر جا كه باشيم، مى‏توانيم نان‏هايى مشابه هم و در انواعى محدود خريدارى كنيم.
هم‏اكنون سيزده توليدكننده بزرگ، كنترل بازار ۳ ميليارد پوندى نان را به خود اختصاص داده‏اند؛ به عبارت ديگر، آن‏ها همه روزه ده ميليون نان در بازار به فروش مى‏رسانند. ما بايد واقعاً شرمسار باشيم، چرا كه كيفيت نان ما به شدت در اين دوران تنزل يافته است. نان‏هايى بى‏روح و مرده كه فاقد هرگونه حياتى بوده و توليدكنندگان آن‏ها به مدد انواع ويتامين‏ها و مواد معدنى مصنوعى، به آن‏ها شكل مى‏دهند. البته با توسل به تبليغات گسترده است كه مردم فريب مى‏خورند و به خوردن نانى روى آورده‏اند كه بايد آن را يك رسوايى ملى ناميد.
همواره متعجبم كه چگونه جامعه مسيحى ما اين بى‏حرمتى به نان را پذيرفته است؛ جامعه‏اى كه در آن نان همواره يك بركت بوده و مسيحيان در مراسم عشاى ربانى از آن تجليل مى‏كردند، اما هم‏اكنون ديگر در اين جامعه نه خبرى از نان واقعى است و نه چنين مراسمى برگزار مى‏شود.
همه روزه كاميون‏هاى پر از نان توليد شده در كارخانه‏ها، در سراسر بزرگراه‏هاى كشور به حركت درمى‏آيند؛ هوا را آلوده مى‏سازند تا نان ارزان مورد نياز مردم تأمين شود؛ اما هيچ عقل سليمى ارزان بودن آن را نمى‏پذيرد، چرا كه بهايى كه به واسطه تأثيرات و پيامدهاى آن بر محيط زيست و سلامتمان تحميل مى‏شود، بسيار بالاست. به عبارت ديگر، نانى كه امروزه روى ميز غذايمان قرار دارد، بعضاً صدها مايل را طى كرده است.
بى‏شك استفاده از نان تازه و كامل كه در منزل و يا در نانوايى‏هاى سنتى پخت شود، نه تنها از درصد سرطان مى‏كاهد بلكه با كاهش ميزان بيمارى‏هاى قلبى همراه است و اولين نتيجه آن هم اين كه لازم نيست مردم هزينه‏هاى سرسام‏آور درمان اين بيمارى‏ها را بپردازند. در سايه وجود نان‏هاى سالم است كه از ميزان افسردگى كاسته مى‏شود و نوعى شور و شوق به محيط زندگى‏مان باز خواهد گشت. اساساً، نان خوب يكى از معيارهاى اساسى سلامت است.
ما بايد واقعاً شرمسار باشيم، چرا كه كيفيت نان ما به شدت در اين دوران تنزل يافته است. نان‏هايى بى‏روح و مرده كه فاقد هرگونه حياتى بوده و توليدكنندگان آن‏ها به مدد انواع ويتامين‏ها و مواد معدنى مصنوعى، به آن‏ها شكل مى‏دهند.

با تأمين يك نان مناسب، مى‏توانيم به مقابله با شركت‏هايى برخيزيم كه گندم‏هاى دستكارى شده ژنتيكى توليد مى‏كنند؛ شركت‏هايى فراملى كه بذرها را به انحصار خود درآورده‏اند. به علاوه، با حمايت از الگوهاى توليد گندم در مقياس كوچك و محلى، مى‏توانيم با كشت تك محصولى در آمريكا و كانادا مقابله نماييم.
به راستى چگونه مى‏توان چنين انقلابى را در عرصه نان خلق نمود؟ بى‏شك اولين گام مدارس است. آموزش اين هنر در مدارس، نه اتلاف وقت كه سنگ بناى يك آموزش ناب است. پس بياييم پخت نان را هم در برنامه مدارسمان وارد كنيم.
دومين گام آن كه همه فعالان عرصه محيط زيست بايد خود شخصاً به اين اقدام دست بزنند. مهاتما گاندى در هند، با ساخت و كار با چرخ ريسندگى، به مقابله با نظام ظالمانه استعمار پرداخت و اين چرخ بود كه به نماد جنبش استقلال‏طلبى هند مبدل شد. امروزه نان بايد به نماد جريان‏هاى حافظ محيط زيست تبديل شود.
در چنين حركتى، نان بايد از آرد طبيعى تهيه شود و اين آرد هم بايد در دسترس همگان باشد؛ چرا كه آرد سفيد فاقد سبوس، حاوى دى‏اكسيد كلر است كه ماده‏اى سمى محسوب مى‏شود و همگان بايد از اين واقعيت اطلاع يابند. به عبارت ديگر، نان سفيد فاقد سبوس، نانى غم‏انگيز است. اگر بخواهيم سلامت جسمانى و عقلانى جامعه‏مان را حفظ كنيم، بايد به فكر تأمين نان مناسب باشيم و با توجه به چنين نانى است كه در حقيقت به غذاى خوب و مناسب توجه كرده‏ايم. اهميت به كيفيت نان، اهميت به كيفيت حيات است. اهميت نان به قدرى مهم است كه نبايد سرنوشت آن را به كارخانه‏ها و توليدكنندگان صنعتى سپرد، چرا كه انگيزه اصلى آن‏ها سودجويى و نه تأمين سلامت ماست. بى‏شك پخت نان توسط خودمان و يا روى آوردن به نانوايى‏هاى سنتى و محلى، گزينه‏اى است كه جامعه آمريكا مى‏تواند با توسل به آن خود را از انحصارگران اين صنعت بزرگ برهاند.
کتاب بحران پزشکی غرب تالیف محمد مهدی قاسمی ص۳۵۱

علی میلانی

✔دانشجو رشته شبکه و نرم افزار هستم و در زمینه برنامه نویسی و طراحی سایت فعالیت می کنم ، به طب اسلامی علاقه دارم و دوست دارم در ثواب نشر حقیقت طب اسلامی سهیم باشم.❤

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن