طب اسلامیمرکبات ماثور

مرکب های دوگانه طب اسلامی

مرکب هاي ساده ي(دوگانه)

از داروها و دستورات تغذيه اي طب اسلامي

حنا و نوره

عَبْدُ الله وَ الْحُسَيْنُ ابْنَا بِسْطَامَ قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَلَفٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ الْوَشَّاءُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الله بْنُ سِنَانٍ قَالَ‏: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ الله (عليه السلام) الْوَضَحَ وَ الْبَهَقَ. فَقَالَ: ادْخُلِ‏ الْحَمَّامَ‏ وَ اخْلِطْ الْحِنَّاءَ بِالنُّورَةِ وَ اطَّلِ بِهِمَا فَإِنَّكَ لَا تُعَانِي بَعْدَ ذَلِكَ شَيْئاً قَالَ الرَّجُلُ فَوَ الله مَا فَعَلْتُهُ إِلَّا مَرَّةً وَاحِدَةً فَعَافَانِيَ الله مِنْهُ وَ مَا عَادَ بَعْدَ ذَلِك‏.[۱]

ترجمه :به سند فوق از عبد الله بن سنان نقل شده است كه مردى به امام صادق (عليه السلام) از پيسى و بهق شكوه كرد فرمود: برو حمام و نوره و حناء را با هم مخلوط کن و به تن بمال كه پس از آن چيزى نبينى، آن مرد گفت: به خدا يك بار بيشتر عمل نكردم خدا مرا از آن عافيت داد و پس از آن برنگشت.

روش ساخت دارو: به مقدار ۶ واحد آهک خوب و تميز + ۱ واحد زرنيخ با هم آسياب شود و خوب مخلوط گردد. به اندزه کل اين ترکيب حنا اضافه کرده و آسياب مي کنيم و خوب به هم مي زنيم. دارو آماده است.

سماق رومي و گشنيز

الصَّبَّاحُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ قَالَ‏: كَتَبَتْ امْرَأَةٌ إِلَى الرِّضَا (عليه السلام) تَشْكُو دَوَامَ الدَّمِ بِهَا قَالَ فَكَتَبَ تَأْخُذِينَ كَفّاً مِنْ كُزْبُرَةٍ وَ مِثْلَهُ مِنْ سُمَّاقٍ‏ فَتُنْقِعِيهِ لَيْلَةً تَحْتَ‏ النُّجُومِ ثُمَّ تُقَرِّبِيهِ بِالنَّارِ وَ تُصَفِّيهِ ثُمَّ تَشْرَبِينَ مِنْهُ قَدْرَ سُكُرُّجَةٍ يَسْكُنُ عَنْكَ الدَّمُ بِإِذْنِ الله تَعَالَى‏.[۲]

زني به امام رضا (عليه السلام) نامه نوشت و شکايت کرد از قطع نشدن خونش. گفت امام (عليه السلام) در پاسخ نوشتند: يک کف گشنيز و همان اندازه سماق بگير و يک شب آن را زير ستارگان قرار بده. سپس آن را به آتش نزديک کن و صاف کن. بعد به اندازه يک پياله از آن بنوش. خون تو ساکن مي شود به اذن خداوند متعال.

روش ساخت اين دارو:

سماق رومي + تخم گيشنيز به اندزه مساوي مخلوط کرده و با آسياب درشت آسياب مي شود.

هليله زرد و فلفل سياه

الْمُسَيَّبُ بْنُ وَاضِحٍ وَ كَانَ يَخْدُمُ الْعَسْكَرِيَّ (عليه السلام) عَنْهُ, عَنْ أَبِيهِ, عَنْ جَدِّهِ, عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ, عَنْ أَبِيهِ, عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عليهم السلام) قَالَ‏: لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي الْهَلِيلَجِ‏ الْأَصْفَرِ لَاشْتَرَوْهَا بِوَزْنِهَا ذَهَباً وَ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ: خُذْ هَلِيلَجَةً صَفْرَاءَ وَ سَبْعَ حَبَّاتِ فُلْفُلٍ وَ اسْحَقْهَا وَ انْخُلْهَا وَ اكْتَحِلْ بِهَا.[۳]

مسيب بن واضح خادم امام حسن عسکري (عليه السلام) از ايشان, از پدرشان, از جدّشان, از امام جعفر بن محمّد الصادق (عليهم السلام), از پدرشان, از حسين بن علي بن ابيطالب (عليهم السلام) نقل کردند که فرمود: اگر مردم آنچه را که در هليله زرد است مي دانستند, به وزنش طلا مي دادند. و به يکي از اصحابشان فرمود:  هليله زرد و۷ حبه فلفل بردار و آنها را بساب والک کن وسرمه بکش.

روش ساخت اين دارو:

هليله زرد يک عدد + فلفل سياه هفت عدد جداگانه آسياب شده و بعد از خشک کردن دوباره نرم آسيابش مي کنيم. سپس با الک خيلي ريز آن را الک مي کنيم.

نکات تهيه اين دارو:

نياز به برسي دقيق مي باشد که آيا مراد تمام هليله زرد است؟ يعني هم لايه رويي آن و هم هسته. يا اينکه فقط گوشتش که لايه روي هسته مي باشد مراد است.ظاهر روايت اين است که تمام آن را بايد مورد استفاده قرار داد و مقدار زيادي از هسته در الک کردن جدا ميشود.

ميخک  و آب  باران

أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ رِيَاحٍ قَالَ: حَدَّثَنَا الصَّبَّاحُ بْنُ مُحَارِبٍ قَالَ‏: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ الرِّضَا (عليه السلام) فَذُكِرَ أَنَّ شَبِيبَ بْنَ جَابِرٍ ضَرَبَتْهُ‏ الرِّيحُ‏ الْخَبِيثَةُ فَمَالَتْ بِوَجْهِهِ وَ عَيْنَيْهِ فَقَالَ يُؤْخَذُ لَهُ الْقَرَنْفُلُ خَمْسَةَ مَثَاقِيلَ فَيُصَيَّرُ فِي قِنِّينَةٍ يَابِسَةٍ وَ يُضَمُّ رَأْسُهَا ضَمّاً شَدِيداً ثُمَّ تُطَيَّنُ وَ تُوضَعُ فِي الشَّمْسِ قَدْرَ يَوْمٍ فِي الصَّيْفِ وَ فِي الشِّتَاءِ قَدْرَ يَوْمَيْنِ ثُمَّ تُخْرِجُهُ فَتَسْحَقُهُ سَحْقاً نَاعِماً ثُمَّ تُدَنِّفُهُ بِمَاءِ الْمَطَرِ حَتَّى يَصِيرَ بِمَنْزِلَةِ الْخَلُوقِ ثُمَّ يَسْتَلْقِي عَلَى قَفَاهُ وَ يَطْلِي ذَلِكَ الْقَرَنْفُلَ الْمَسْحُوقَ عَلَى الشِّقِّ الْمَائِلِ وَ لَا يَزَالُ مُسْتَلْقِياً حَتَّى يَجُفَّ الْقَرَنْفُلُ فَإِنَّهُ إِذَا جَفَّ رَفَعَ الله عَنْهُ وَ عَادَ إِلَى أَحْسَنِ عَادَتِهِ بِإِذْنِ الله تَعَالَى قَالَ فَابْتَدَرَ إِلَيْهِ أَصْحَابُنَا فَبَشَّرُوهُ بِذَلِكَ فَعَالَجَهُ بِمَا أَمَرَهُ بِهِ (عليه السلام) فَعَادَ إِلَى أَحْسَنِ مَا كَانَ بِعَوْنِ الله تَعَالَى‏.[۴]

ترجمه: از صباح بن محارب كه نزد امام جواد عليه السلام بوديم و ياد شد كه شبيب بن جابر دچار باد بدى شده و چهره و چشمش هر دو كج شدند فرمود: ۵ مثقال قرنفل بگيرند و در بطرى شيشه خشكى كنند و سرش را سخت ببندند و آن را در گل گيرند و در تابستان يك روز و در زمستان دو روز در آفتاب نهند و آنگه آن را برآرند و نرم بسايند و با آب باران بياميزند تا چون خمير نرمى شود و بپشت بخوابد و آن گرد قرنقل را بر شقّ كج شده بمالد و بهمان حال بماند تا قرنفل خشك شود، و چون خشك شود خدا دردش را بردارد و ببهترين حال خود برگردد بخواست خدا، و ياران ما زود بر او رفتند و او را بدان مژده دادند و بدان چه فرموده بود درمان كرد و ببهترين حالى كه بود باز گرديد بيارى خدا تعالى.

روش ساخت دارو: به مقدار ۵ مثقال ميخک در شيشه اي خشک ريخته و سر شيشه را محکم ببنديد و آن را گل مالي کنيد و آن را در معرض آفتاب قرار دهيد (در تابستان يک روز و در زمستان ۲ روز) بعد بيرون آورده و خيلي نرم آسياب کند وبعد آن را باآب باران محلول کند و سپس به پشت بخوابد و اين را بمالد روي آن طرفي که کج شده است و به همان حالت صبر کند تا خشک شود. اگر خشک شد درمان شده است.

اسفند  و  روغن گل

مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْعَلَوِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا فَضَالَةُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ‏: شَكَا عَمْرٌو الْأَفْرَقُ إِلَى الْبَاقِرِ (عليه السلام) تَقْطِيرَ الْبَوْلِ فَقَالَ خُذِ الْحَرْمَلَ وَ اغْسِلْهُ بِالْمَاءِ الْبَارِدِ سِتَّ مَرَّاتٍ وَ بِالْمَاءِ الْحَارِّ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ يُجَفَّفُ فِي الظِّلِّ, ثُمَّ يُلَتُّ بِدُهْنِ جُلٍّ خَالِصٍ ثُمَّ يُسْتَفُّ عَلَى الرِّيقِ سَفّاً فَإِنَّهُ يَقْطَعُ التَّقْطِيرَ بِإِذْنِ الله تَعَالَى.[۵]

عمرو افرق به امام محمد باقر (عليه السلام) از قطره قطره شدن بول شكوه كرد، امام (عليه السلام) به او فرمود: اسفند را بگير و ۶ بار با آب سرد بشو و يك بار با آب گرم وانگه در سايه خشك شود و با روغن كنجد (روغن گل) خالص خيس شود، و ناشتا سفوف شود كه قطران بول را به خواست خدا ببرد.

روش ساخت دارو:مقداري تخم اسپند در ظرفي ريخته و روي آن آب سرد ميريزيم ،کمي مخلوط کرده و آب را ميريزيم.اين کار را تا ۶ مرتبه تکرار ميکنيم.دفعه هفتم آب داغ روي آن ميريزيم و به هم ميزنيم و آب را خالي ميکنيم.اسپند را بر روي پارچه اي ريخته و در سايه قرار ميدهيم تا خوب خشک شود.سپس آن را در ظرفي قرار داده و روغن کنجد بر آن ميريزم تا منافذ خالي با روغن پر شود.

سداب  و زيتون

مِنْهُ، دَوَاءُ الْأُذُنِ إِذَا ضَرَبَتْ عَلَيْكَ يُؤْخَذُ السَّدَابُ وَ يُطْبَخُ بِزَيْتٍ وَ يَقْطُرُ فِيهَا قَطَرَاتٌ فَإِنَّهُ يَسْكُنُ بِإِذْنِ الله عَزَّ وَ جَلَ.[۶]

ترجمه :داروى گوش که وقتي درد مي گيرد، سداب را با روغن زيتون بپزند و چند قطره در آن چكانند و باذن خدا خوب شود.

روش ساخت اين دارو:

مقداري سداب (برگ و دانه و ساقه) را داخل ديگ ريخته و روي آن روغن زيتون مي ريزيم تا جايي که روي آن را بگيرد. آتش بسيار ملايمي زير آن روشن مي کنيم. آن را به حال خود رها کرده تا بپزد. اين کار ممکن است يک شبانه روز يا بيشتر طول بکشد. بايد مرتب آن را به هم بزنيم و مراقب بود که روغن نسوزد. وقتي که بو و طعم سداب به روغن رفت روغن سداب آماده شده و آتش را خاموش مي کنيم.به وسيله صافي يا پارچه تميزي آن را صاف کرده تا روغن جدا شود.

حنظل و روغن

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع يَقُولُ‏ دَوَاءُ الضِّرْسِ تَأْخُذُ حَنْظَلَةً فَتُقَشِّرُهَا ثُمَّ تَسْتَخْرِجُ دُهْنَهَا فَإِنْ كَانَ الضِّرْسُ مَأْكُولًا مُنْحَفِراً تُقَطِّرُ فِيهِ قَطَرَاتٍ وَ تَجْعَلُ مِنْهُ فِي قُطْنَةٍ شَيْئاً وَ تَجْعَلُ فِي جَوْفِ الضِّرْسِ وَ يَنَامُ صَاحِبُهُ مُسْتَلْقِياً يَأْخُذُهُ ثَلَاثَ لَيَالٍ فَإِنْ كَانَ الضِّرْسُ لَا أَكْلَ فِيهِ وَ كَانَتْ رِيحاً قَطِّرْ فِي الْأُذُنِ الَّتِي تَلِي ذَلِكَ الضِّرْسَ‏ لَيَالِيَ كُلَّ لَيْلَةٍ قَطْرَتَيْنِ أَوْ ثَلَاثَ قَطَرَاتٍ يَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِوَجَعِ الْفَمِ وَ الدَّمِ الَّذِي يَخْرُجُ مِنَ الْأَسْنَانِ وَ الضَّرَبَانِ وَ الْحُمْرَةِ الَّتِي تَقَعُ فِي الْفَمِ تَأْخُذُ حَنْظَلَةً رَطْبَةً قَدِ اصْفَرَّتْ فَتَجْعَلُ عَلَيْهَا قَالَباً مِنْ طِينٍ‏ ثُمَّ تَثْقُبُ رَأْسَهَا وَ تُدْخِلُ سِكِّيناً جَوْفَهَا فَتَحُكُّ جَوَانِبَهَا بِرِفْقٍ ثُمَّ تَصُبُّ عَلَيْهَا خَلَّ تَمْرٍ  حَامِضاً شَدِيدَ الْحُمُوضَةِ ثُمَّ تَضَعُهَا عَلَى النَّارِ فَتُغْلِيهَا غَلَيَاناً شَدِيداً ثُمَّ يَأْخُذُ صَاحِبُهُ مِنْهُ كُلَّمَا احْتَمَلَ ظُفُرُهُ فَيَدْلُكُ بِهِ فِيهِ وَ يَتَمَضْمَضُ بِخَلٍّ وَ إِنْ أَحَبَّ أَنْ يُحَوِّلَ مَا فِي الْحَنْظَلَةِ فِي زُجَاجَةٍ أَوْ بَسْتُوقَةٍ  فَعَلَ وَ كُلَّمَا فَنِيَ خَلُّهُ أَعَادَ مَكَانَهُ وَ كُلَّمَا عَتَقَ كَانَ خَيْراً لَهُ إِنْ شَاءَ اللَّه‏[۷]

ترجمه : از سليمان بن جعفر جعفرى كه شنيدم امام هفتم ميفرمود: داروى دندان: يك هندوانه ابو جهل را برگير و پوست كن و روغنش را در آور اگر دندان خورده و تو خالى است چند قطره بر آن چكانند و پنبه‏اى بدان آلوده كنند و در درون دندان نهند، و بر پشت خوابد و اين كار را سه شب كند، و اگر دندان خوردگى ندارد از باد است. آن روغن را در گوشى كه بسمت دندان دردكن است بچكاند تا سه شب هر شبى ۲ تا ۳ قطره و به شود بخواست خدا گفت و شنيدمش ميفرمود: براى علاج درد دهن و خون آمدن دندان و طپش دل و سرخى لب يك شماره هندوانه ابى جهل كه زرد شده و تر است بگيرند و در قالبى از گل نهند وانگه سرش را سوراخ كنند، و كاردى بدرونش برند و بآرامى اطرافش را بتراشند و سركه انگور بسيار ترش بر آن بريزند، و بر سر آتش نهند و بسيار بجوشانند، و يك ناخن كامل از آن بگيرند و درون دهن بمالد و با سركه دهن را بشويد، و اگر بخواهد آنچه در درون هندوانه است ميان شيشه يا بستوئى ريزد بكند و هر وقت سركه‏اش تمام شود سركه بر آن ريزد و هر چه كهنه شود بهتر است ان شاء اللَّه تعالى.

روش ساخت:مقداري حنظل تازه را پوست ميکنيم و آن را ريز کرده و داخل قابلمه قرار ميدهيم.آتش ملايمي زير آن را روشن کرده و درب قابلمه را ميگذاريم تا مقداري آب خود را پس بدهد و در آبش بپزد تا نرم شود.اکنون وقت اضاف کردن روغن زيتون است.براي ۴ کيلو حنظل حدود يک و نيم ليتر روغن زيتون اضاف ميکنيم و باز درب آن را بسته و ميگذاريم تا به آرامي بجوشد.هر نيم ساعت يک مرتبه به سراغش  مي رويم و آن را خوب به هم زده تا حنظل ها له شود. اين کار را آنقدر ادامه داده تا وقتي که طعم و بوي روغن کاملا تغيير کرده و شبيه به خود حنظل شود.

نکته:

  • سعي کنيد پوست حنظل را خيلي نازک بگيريد تا گوشت کمتري به سمت پوست برو.
  • اگر شعله آتش کمي زياد باشد ،موجب سوختن حنظل ميشود پس بهتر است از شعله پخش کن استفاده کرد.

کندش   و سياهدانه

سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى الْمُزَنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي يَحْيَى عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (عليه السلام) قَالَ‏: شَكَوْتُ إِلَيْهِ الزُّكَامَ. فَقَالَ: صُنْعٌ مِنْ صُنْعِ الله, جُنْدُ مِنْ جُنُودِ الله, بَعَثَهُ الله إِلَى عِلَّةٍ فِي بَدَنِكَ لِيَقْلَعَهَا فَإِذَا قَلَعَهَا فَعَلَيْكَ بِوَزْنِ دَانِقِ‏ شُونِيزٍ وَ نِصْفِ دَانِقِ كُنْدُسٍ‏ يُدَقُّ وَ يُنْفَخُ فِي الْأَنْفِ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالزُّكَامِ وَ إِنْ أَمْكَنَكَ أَلَّا تُعَالِجَهُ بِشَيْ‏ءٍ فَافْعَلْ فَإِنَّ فِيهِ مَنَافِعَ كَثِيرَة.[۸]

ترجمه: ابراهيم بن ابي يحيي امام صادق (عليه السلام) از زكام به آن حضرت شكايت كرد. فرمود: زكام كارى از كارهاى خدا و لشكرى از لشكرهاى خداست كه آن را فرستاده تا بيمارى تو را قلع و قمع كند و هر وقت خواستى زكام را از بين ببرى يك دانگ سياه دانه و نيم دانگ كندس‏ مى‏گيرى و آن را آرد مى‏كنى و به بينى خود مى‏كشى كه زكام از بين مى‏رود و اگر ممكن باشد كه اصلا آن را معالجه نكنى، چنين كن كه در زكام منافع بسيارى است.

روش ساخت اين دارو:

دو واحد سياه دانه + يک واحد کندش +با هم مخلوط کرده و آسياب مي کنيم.

حنظل  و سرکه

عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع يَقُولُ‏ دَوَاءُ الضِّرْسِ تَأْخُذُ حَنْظَلَةً فَتُقَشِّرُهَا ثُمَّ تَسْتَخْرِجُ دُهْنَهَا فَإِنْ كَانَ الضِّرْسُ مَأْكُولًا مُنْحَفِراً تُقَطِّرُ فِيهِ قَطَرَاتٍ وَ تَجْعَلُ مِنْهُ فِي قُطْنٍ شَيْئاً وَ تَجْعَلُ فِي جَوْفِ الضِّرْسِ وَ يَنَامُ صَاحِبُهُ مُسْتَلْقِياً يَأْخُذُهُ ثَلَاثَ لَيَالٍ فَإِنْ كَانَ الضِّرْسُ لَا أَكَلَ فِيهِ وَ كَانَتْ رِيحاً قَطِّرْ فِي الْأُذُنِ الَّتِي تَلِي ذَلِكَ الضِّرْسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ كُلَّ لَيْلَةٍ قَطْرَتَيْنِ أَوْ ثَلَاثَ قَطَرَاتٍ يَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِوَجَعِ الْفَمِ وَ الدَّمِ الَّذِي يَخْرُجُ مِنَ الْأَسْنَانِ وَ الضَّرَبَانِ‏ وَ الْحُمْرَةِ الَّتِي تَقَعُ فِي الْفَمِ يَأْخُذُ حَنْظَلَةً رَطْبَةً قَدِ اصْفَرَّتْ فَيَجْعَلُ عَلَيْهَا قَالَباً مِنْ طِينٍ ثُمَّ يَثْقُبُ رَأْسَهَا وَ يُدْخِلُ سِكِّيناً جَوْفَهَا فَيَحُكُّ جَوَانِبَهَا بِرِفْقٍ ثُمَّ يَصُبُّ عَلَيْهَا خَلَّ خَمْرٍ حَامِضاً شَدِيدَ الْحُمُوضَةِ ثُمَّ يَضَعُهَا عَلَى النَّارِ فَيُغْلِيهَا غَلَيَاناً شَدِيداً ثُمَّ يَأْخُذُ صَاحِبُهُ كُلَّ مَا احْتَمَلَ ظُفُرُهُ فَيَدْلُكُ بِهِ فِيهِ وَ يَتَمَضْمَضُ بِخَلٍّ وَ إِنْ أَحَبَّ أَنْ يُحَوِّلَ مَا فِي الْحَنْظَلَةِ فِي زُجَاجَةٍ أَوْ بَسْتُوقَةٍ فَعَلَ وَ كُلَّمَا فَنِيَ خَلُّهُ أَعَادَ مَكَانَهُ وَ كُلَّمَا عَتَقَ كَانَ خَيْراً لَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى‏ .[۹]

ترجمه: از سليمان بن جعفر جعفرى كه شنيدم امام هفتم ميفرمود: داروى دندان: يك هندوانه ابو جهل را برگير و پوست كن و روغنش را در آور اگر دندان خورده و تو خالى است چند قطره بر آن چكانند و پنبه‏اى بدان آلوده كنند و در درون دندان نهند، و بر پشت خوابد و اين كار را سه شب كند، و اگر دندان خوردگى ندارد از باد است. آن روغن را در گوشى كه بسمت دندان دردكن است بچكاند تا سه شب هر شبى ۲ تا ۳ قطره و به شود بخواست خدا گفت و شنيدمش ميفرمود: براى علاج درد دهن و خون آمدن دندان و طپش دل و سرخى لب يك عدد هندوانه ابى جهل كه زرد شده و تر است بگيرند و در قالبى از گل نهند وانگه سرش را سوراخ كنند، و كاردى بدرونش برند و بآرامى اطرافش را بتراشند و سركه انگور بسيار ترش بر آن بريزند، و بر سر آتش نهند و بسيار بجوشانند، و يك ناخن كامل از آن بگيرند و درون دهن بمالد و با سركه دهن را بشويد، و اگر بخواهد آنچه در درون هندوانه است ميان شيشه يا بستوئى ريزد بكند و هر وقت سركه‏اش تمام شود سركه بر آن ريزد و هر چه كهنه شود بهتر است ان شاء اللَّه تعالى.

روش ساخت :يک عدد ميوه حنظل رسيده تازه وزرد شده را با گِل همه اطراف پوست آن را گل مالي ميکنيم.بعد با چاقو سر آن را سوراخ کرده و داخل آن را کرانده تا گوشت و تخم آن از پوستش جدا شود و داخلش بريزد.سپس مقداري سرکه خمري خيلي ترش مزه داخل آن مي ريزيم  و روي آتش قرارش ميدهيم.بايد شعله آتش را بلند کرد تا سرکه به شدت جوش بخورد.بعد آتش آن را خاموش کرده و محتويات داخل حنظل را به يک ظرف شيشه اي انتقال ميدهيم.

کنجد و خردل

دَوَاءٌ لِوَجَعِ الْأُذُنِ يُؤْخَذُ كَفُ‏ سِمْسِمٍ‏ غَيْرِ مُقَشَّرٍ وَ كَفُّ خَرْدَلٍ يُدَقُّ كُلُّ وَاحِدٍ عَلَى حِدَةٍ ثُمَّ يُخْلَطَانِ جَمِيعاً وَ يُسْتَخْرَجُ دُهْنُهُمَا وَ يُجْعَلُ فِي قَارُورَةٍ وَ يُخْتَمُ بِخَاتَمِ حَدِيدٍ فَإِذَا أَرَدْتَ شَيْئاً مِنْهُ فَقَطِّرْ مِنْهُ فِي الْأُذُنِ قَطْرَتَيْنِ وَ سُدَّهَا بِقُطْنَةٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامِ فَإِنَّهَا تَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.‏.[۱۰]

ترجمه: داروى درد گوش: كنجد پوست نكنده يك مشت، خردل يك مشت هر كدام را جدا بكوبند و آنگه بياميزند و روغنش را بگيرند و در شيشه كنند و مهر آهن بر آن زنند، چون خواهى بكار زنى دو قطره از آن در گوش چكانند و پنبه رويش بندند تا سه روز كه باذن خدا خوب شود

روش ساخت دارو: يک مشت کنجد با سبوس + يک مشت خردل. هر کدام را جداگانه آسياب کرده و با هم مخلوط مي کنيم. سپس روغن اين مخلوط را گرفته و در ظرف شيشه اي قرار مي دهيم و درب آن را محکم مي بنديم. گرفتن روغن مي توان با پرس و فشار يا با حرارت غير مستقيم انجام دارد. يعني مواد را در يک ظرف آزمايشگاه ريخته و درب آن را با يک توري مي بنديم. ظرف را در معرض آتش قرار داده تا به آرامي مواد داغ شود. سر ظرف را به سمت پايين مي گيريم تا روغن مواد بيرون بريزد.

شکر و کاشم

الْكَافِي، عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع السُّعَالَ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ خُذْ فِي رَاحَتِكَ شَيْئاً مِنْ كَاشِمٍ وَ مِثْلَهُ مِنْ سُكَّرٍ فَاسْتَفَّهُ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ قَالَ ابْنُ أُذَيْنَةَ فَلَقِيتُ الرَّجُلَ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ مَا فَعَلْتُهُ إِلَّا مَرَّةً حَتَّى ذَهَبَ‏.

ترجمه: در كافى (۲۶۲- روضه): بسندى از ابن اذينه كه مردى در حضور من از امام ششم عليه السّلام در باره سرفه شكوه كرد باو فرمود: در كف مشتت مقدارى كاشم (انجدان رومى) و برابرش شكر بريز و يك ۲ روز سفوف كن، ابن اذينه گفت من آن مرد را پس از آن برخورد كردم، گفت: جز يك بار عمل نكردم و از من برفت.

روش ساخت:انجدان رومي + شکر به اندازه مساوي.ابتدا انجدان را آسياب کرده و بعد آن را با شکر مخلوط ميکنيم.

کندر  و عسل

وَ قَالَ الْعَالِمُ عليه السلام‏ فِي الْعَسَلِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ «۵» مَنْ لَعِقَ لَعْقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرِّيقِ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ يَحْسِمُ‏ «۶» الصُّفْرَةَ وَ يَمْنَعُ الْمُرَّةَ السَّوْدَاءَ وَ يُصَفِّي الذِّهْنَ وَ يُجَوِّدُ الْحِفْظَ إِذَا كَانَ مَعَ اللُّبَانِ الذَّكَر.[۱۱]

ترجمه : عالم فرمود: در عسل درمان هر درد است: يك انگشت عسل ناشتا بلغم را ببرد، صفراء را بشكند، خلط سوداء را بن كند، ذهن را پاك كند، حافظه را خوب كند، هر گاه با كندر نر باشد،

روش ساخت دارو:مقداري کندر را آسياب کرده و سپس به اندازه يک و نيم برابر آن عسل اضاف کرده و آن را خوب مخلوط ميکنيم.

انجير   و شنبليله

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ ع يَقُولُ‏ مِنَ الرِّيحِ الشَّابِكَةِ وَ الْحَامِ وَ الْإِبْرِدَةِ فِي الْمَفَاصِلِ تَأْخُذُ كَفَّ حُلْبَةٍ وَ كَفَّ تِينٍ‏ يَابِسٍ تَغْمُرُهُمَا بِالْمَاءِ وَ تَطْبُخُهُمَا فِي قِدْرٍ نَظِيفَةٍ ثُمَّ تُصَفِّي ثُمَّ تُبَرِّدُ ثُمَّ تَشْرَبُهُ يَوْماً وَ تَغِبُّ يَوْماً حَتَّى تَشْرَبَ مِنْهُ تَمَامَ أَيَّامِكَ قَدْرَ قَدَحٍ رَوِيٍّ.

ترجمه : از بكر بن صالح كه شنيدم امام هفتم عليه السّلام ميفرمود: براى درمان باد پيچان و حام و ابرده در مفاصل، مشتى حلبه و مشتى انجير خشك را در آب فرو بر و آنها را در ديگى كه گنجند بپز و صاف كن و سرد كن و يك روز نه يك روز بنوش تا در همه روزها پر يك قدح نوشيده باشى.

روش ساخت:يک کف انجير خشک + يک کف مخلوطي از تخم شنبليله و برگ آن .اين ترکيب را در قابلمه اي ريخته و آب بر آن ميرييزيم تا روي آن را بپوشاند.بعد آتش زيرش روشن کرده تا پخته شود.بعد آن قبل از اينکه سرد شود آن را در دستمالي ريخته و صاف ميکنيم و آب آن را ميگيريم و صبر ميکنيم تا سرد شود و آنگاه مصرف مي نماييم.

نکته:به نظر ميرسد که ميتوان آن دارو را در مقياس زياد توليد کرد و هرکس به اندازه نيازش از آن استفاده کرد.انيکه فرمودند يک کف شنبليله و يک کف انجير مراد مقدار مصرف براي يک نفر ميباشد.

نمک  و آويشن

گردو   و زنيان

عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام قَالَ‏ أَرْبَعَةُ أَشْيَاءَ تَجْلُو الْبَصَرَ وَ تَنْفَعُ وَ لَا تَضُرُّ فَقِيلَ لَهُ مَا هِيَ فَقَالَ السَّعْتَرُ وَ الْمِلْحُ‏ وَ النَّانْخَواهُ وَ الْجَوْزُ إِذَا اجْتَمَعْنَ فَقِيلَ لَهُ وَ لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَصْلُحُ هَذِهِ الْأَرْبَعَةُ إِذَا اجْتَمَعْنَ فَقَالَ النَّانْخَواهُ وَ الْجَوْزُ يُحْرِقَانِ الْبَوَاسِيرَ وَ يَطْرُدَانِ الرِّيحَ وَ يُحَسِّنَانِ اللَّوْنَ وَ يُخَشِّنَانِ الْمَعِدَةَ وَ يُسَخِّنَانِ الْكُلَى وَ السَّعْتَرُ وَ الْمِلْحُ‏ يَطْرُدَانِ الرِّيَاحَ عَنِ الْفُؤَادِ وَ يَفْتَحَانِ السُّدَدَ وَ يُحْرِقَانِ الْبَلْغَمَ وَ يُدِرَّانِ الْمَاءَ وَ يُطَيِّبَانِ النَّكْهَةَ وَ يُلَيِّنَانِ الْمَعِدَةَ وَ يُذْهِبَانِ الرِّيَاحَ الْخَبِيثَةَ مِنَ الْفَمِ وَ يُصَلِّبَانِ الذَّكَر[۱۲]

ترجمه : از امام صادق (ع): چهار چيز چشم را روشنى مى‏دهد و سودمند است و ضرر ندارد، پرسيدند آنها كدامند؟ فرمود:زنيان و نمك و سعتر و گردو اگر با هم جمع شوند (و يك جا خورده شوند). سؤال شد چه چيز را اصلاح کنند اگر جمع شوند؟ فرمود زنيان و گردو بواسير را خوب ميكند و باد را ميبرد، و رنگ پوست را نيكو و معده را زبر و كليه را گرم مى‏گرداند، و سعتر و نمك بادها را از قلب ميبرد، و عروق را باز مى‏كند، و بلغم را ميسوزاند، و ادرار را زياد كند، و دهان را خوشبو و معده را نرم سازد و بادهاى موذى و بد را از دهان مى‏برد و قدرت جنسى را زياد ميكند.

روش ساخت:آويشن و گردو و زنيان هر کدام يک واحد + نمک يک سوم واحد .همه را مخلوط کرده و آسياب ميکنيم.

نکته:

  • مدت زمان مصرف اين دارو کم است و بعد از ساخت، بايد زود مصرف شود.
  • ظاهر روايت اين است که هر چهار جزء ، با هم بايد مصرف شود، اگر چه تاثيراتشان را جدا بيان فرموده اند.

شاخه و  ريشه  اسفند

قَالَ النَّبِيُّ ص‏ مَا أَنْبَتَ الْحَرْمَلُ شَجَرَةً وَ لَا وَرَقَةً وَ لَا زَهْرَةً إِلَّا وَ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهَا حَتَّى تَصِلَ إِلَى مَنْ تَصِلُ إِلَيْهِ أَوْ تَصِيرَ حُطَاماً وَ إِنَّ فِي أَصْلِهَا وَ فَرْعِهَا نُشْرَةً «۱» وَ فِي حَبِّهَا شِفَاءً مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ دَاء[۱۳]

ترجمه : پيغمبر اكرم (ص) فرمود: از اسفند درخت يا برگ يا ميوه‏اى نميرويد، مگر آنكه فرشته‏اى بر آن گماشته است تا آن را به آنكه بايد برساند، يا خشك شود، و در ريشه و ساقه‏اش نشره است(غم و سحر را برطرف ميکند)، و در دانه آن شفاي ۷۲ بيمارى است.

روش ساخت: مقداري از برگ و شاخه و ريشه اسپند را تميز کرده و گرد و خاک آن را پاک مينماييم و بعد آسياب ميکنم.سپس به اندازه نصف وزن آن ، دانه اسپند اضاف ميکنيم و به هم مي زنيم. به اندازه وزن مجموع دارو عسل اضاف کرده و خوب مخلوط ميکنيم.

عسل  و سياهدانه

امام هادى عليه السلام: قدرى عسل و شونيز (سياه دانه) ، برداشته و سه ليسه انگشت از آن خورده شود . در اين صورت ، تب ، ريشه كن خواهد شد ، و اين هر دو ، مبارك هستند . خداوند متعال ، درباره عسل فرموده است : (از درونِ [شكم] آن (زنبور) ، شهدى كه به رنگ هاى گوناگون است ، بيرون مى آيد . در آن ، براى مردم ، درمانى است.
نان  و تخم مرغ

عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: إِنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى رَبِّهِ قِلَّةَ النَّسْلِ فِي أُمَّتِهِ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَأْمُرَهُمْ بِأَكْلِ الْخُبْزِ بِالْبَيْضِ‏.[۱۴]

گوشت   و تخم مرغ

عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى اللَّهِ قِلَّةَ النَّسْلِ فَقَالَ لَهُ كُلِ اللَّحْمَ بِالْبَيْضِ.

کدو با عدس

المحاسن: عن أبي الحسن الرضا عليه السّلام قال: شجرة اليقطين هي الدباء و هي القرع‏؛ و في الروايات انّ الدباء يزيد في العقل، و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعجبه الدباء و يلتقطه من الصحفة، و كان يأمر نساءه فيقول: اذا طبختن قدرا فأكثروا فيه من الدباء، و هو القرع. و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من أكل الدباء بالعدس‏ رقّ قلبه عند ذكر اللّه و زاد في جماعه.[۱۵]

أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَثُ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِمِلْحٍ دُفِعَ عَنْهُ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ دَاءً وَ مَنْ يُصْبِحْ بِوَاحِدَةٍ وَ عِشْرِينَ زَبِيبَةً حَمْرَاءَ لَمْ يُصِبْهُ إِلَّا مَرَضُ الْمَوْتِ وَ مَنْ أَكَلَ سَبْعَ تَمَرَاتٍ عَجْوَةٍ قَتَلْنَ الدُّودَ فِي بَطْنِهِ وَ اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ الثَّرِيدُ طَعَامُ الْعَرَبِ وَ الْبَيْشَارَجَاتُ يُعَظِّمْنَ الْبَطْنَ وَ يُخَدِّرْنَ الْمَتْنَ وَ السَّمَكُ الطَّرِيُّ يُذِيبُ الْجَسَدَ وَ لَحْمُ الْبَقَرِ دَاءٌ وَ سُمُونُهَا شِفَاءٌ وَ أَلْبَانُهَا دَوَاءٌ وَ مَنْ أَكَلَ لُقْمَةً سَمِينَةً نَزَلَ مِثْلُهَا مِنَ الدَّاءِ مِنْ جَسَدِهِ وَ السَّمْنُ مَا دَخَلَ الْجَوْفَ مِثْلُهُ وَ مَا اسْتَشْفَى الْمَرِيضُ بِمِثْلِ شَرَابِ [شُرْبِ‏] الْعَسَلِ وَ مَا اسْتَشْفَتِ النُّفَسَاءُ بِمِثْلِ أَكْلِ الرُّطَبِ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَطْعَمَهُ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ ع جَنِيّاً فِي نِفَاسِهَا وَ أَكْلُ الدُّبَّاءِ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ أَكْلُ الْعَدَسِ‏ يُرِقُّ الْقَلْبَ وَ يُسْرِعُ دَمْعَةَ الْعَيْنِ وَ نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ وَ نِعْمَ الْإِدَامُ الزَّيْتُ وَ هُوَ طِيبُ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ إِدَامُهُمْ وَ هُوَ مُبَارَكٌ وَ مَنْ أَدْفَأَ طَرَفَيْهِ لَمْ يَضُرَّ سَائِرَ جَسَدِهِ الْبَرْدُ.[۱۶]

عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ أَكَلَ الدُّبَّاءَ بِالْعَدَسِ‏ رَقَّ قَلْبُهُ عِنْدَ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ زَادَ فِي جِمَاعِهِ.[۱۷]

وَ قَالَ ص‏ مَنْ أَكَلَ الدُّبَّاءَ بِالْعَدَسِ‏ رَقَّ قَلْبُهُ عِنْدَ ذِكْرِ اللَّهِ وَ زَادَ فِي دِمَاغِهِ‏[۱۸]

شير   وعسل

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «مَنْ تَغَيَّرَ عَلَيْهِ مَاءُ الظَّهْرِ، فَإِنَّهُ يَنْفَعُ لَهُ اللَّبَنُ‏ الْحَلِيبُ، وَ الْعَسَلُ‏».

امام كاظم عليه السلام :هر كس آب كمرش بر وى ديگرگون شود ، شير تازه همراه با عسل برايش سودمند است[۱۹] .

خوردن سويق با روغن زيتون

عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ الْوَاسِطِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ شَرْبَةُ السَّوِيقِ‏ بِالزَّيْتِ‏ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَةَ وَ تَزِيدُ فِي الْبَاهِ.[۲۰]

الکافي-  امام صادق  عليه‏السلام : خوردن سويق با روغن زيتون ، گوشت مى‏روياند ، استخوان را استحكام مى‏بخشد ، پوست را نازك مى‏كند و بر توان جنسى مى‏افزايد .

ماليدن سويق با روغن زيتون

وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ يَتَدَلَّكَ الرَّجُلُ فِي الْحَمَّامِ بِالسَّوِيقِ‏ وَ الدَّقِيقِ وَ النُّخَالَةِ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ يَتَدَلَّكَ بِالدَّقِيقِ الْمَلْتُوتِ بِالزَّيْتِ‏ وَ لَيْسَ فِيمَا يَنْفَعُ الْبَدَنَ إِسْرَافٌ إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِيمَا أَتْلَفَ الْمَالَ وَ أَضَرَّ بِالْبَدَنِ.[۲۱]

سويق   با عسل

مکارم الاخلاق-حضرت زين العابدين عليه السلام شكم تبدار را با سويق و عسل سه بار پر كنيد و از اين ظرف به آن ظرف بريزيد و به كسى كه تب دارد بخورانيد، كه تب داغ را مى ‏برد و به وحى عمل كرده ‏ايد.

سويق درمان وضح

مراه العقول-عن أبي إبراهيم ع قال: السويق‏ و مرق لحم البقر يذهبان بالوضح.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: بُلُّوا جَوْفَ الْمَحْمُومِ بِالسَّوِيقِ‏ وَ الْعَسَلِ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ يُحَوَّلُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ وَ يُسْقَى الْمَحْمُومُ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْحُمَّى الْحَارَّةِ، وَ إِنَّمَا عُمِلَ بِالْوَحْيِ.[۲۲]

سويق  با شکر

رُوِيَ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: كُنْتُ فِي مَجْلِسِ الرِّضَا ع فَعَطِشْتُ عَطَشاً شَدِيداً وَ تَهَيَّبْتُهُ أَنْ أَسْتَسْقِيَ فِي مَجْلِسِهِ فَدَعَا بِمَاءٍ فَشَرِبَ مِنْهُ جُرْعَةً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا هَاشِمٍ اشْرَبْ فَإِنَّهُ بَرْدٌ طَيِّبٌ فَشَرِبْتُ ثُمَّ عَطِشْتُ عَطْشَةً أُخْرَى فَنَظَرَ إِلَى الْخَادِمِ وَ قَالَ شَرْبَةً مِنْ مَاءِ سَوِيقِ‏ سُكَّرٍ قَالَ لَهُ بَلِّ السَّوِيقَ‏ وَ انْثُرْ عَلَيْهِ السُّكَّرَ بَعْدَ بَلِّهِ وَ قَالَ اشْرَبْ يَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّهُ يَقْطَعُ الْعَطَشَ.[۲۳]

سويق با کله

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «السَّوِيقُ‏ يَهْضِمُ الرُّؤُوسَ‏».[۲۴]

مكارم الأخلاق- به نقل از على بن سليمان: نزد امام رضا عليه‏السلام كلّه پاچه خورديم . پس سويق خواست . گفتم : من سير شده‏ام . فرمود : «اندكى از سويق ، كلّه پاچه را هضم مى‏كند و دواى آن است» .

سرکه و روغن زيتون

أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ: «يَا جَارِيَةُ، ائْتِينَا بِطَعَامِنَا الْمَعْرُوفِ» فَأُتِيَ بِقَصْعَةٍ فِيهَا خَلٌ‏ وَ زَيْتٌ‏، فَأَكَلْنَا.[۲۵]

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ وَ نِعْمَ الْإِدَامُ الزَّيْتُ‏ وَ هُوَ طِيبُ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِدَامُهُمْ وَ هُوَ مُبَارَكٌ وَ مَا افْتَقَرَ بَيْتٌ مِنْ إِدَامٍ فِيهِ خَلٌ‏.[۲۶]

ماست  و زنيان

چون كلينى (۶/ ۳۳۸) از ابى الحسن عليه السّلام روايت كرده كه هر كس خواهد ماست‏ بخورد و زيانش نزند بايد هاضوم بر آن ريزد (راوى گويد) گفتمش: هاضوم چيست؟ فرمود نانخواه‏ است، مقصود از سفيده لبنياتست و بسا كه سفيده تخم مرغ باشد و نخست روشنتر است، ثفاء از سخن طبرسى است و بمعنى خردل است كه آن را حرف گويند، در بحر الجواهر گفته اهل عراق آن را حب الرشاد گويند، و گويا اين سعتر و نانخواه با ابواب حبوب مناسبتر باشند و در اينجا بطور استطراد ذكرشان كرديم.[۲۷]

شير با گوشت گوسفند

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اللَّحْمُ‏ بِاللَّبَنِ‏ مَرَقُ الْأَنْبِيَاءِ.[۲۸]

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏ شَكَا نَبِيٌّ قَبْلِي إِلَى اللَّهِ ضَعْفاً فِي بَدَنِهِ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنِ اطْبُخِ اللَّحْمَ‏ وَ اللَّبَنَ‏ فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُ الْبَرَكَةَ وَ الْقُوَّةَ فِيهِمَا.[۲۹]

خرما  با آب ولرم

وَ أَكْثَرُ طَعَامِهِ الْمَاءَ وَ التَّمْرَ

خيار و خرما

خيار و نمک

[۳۰]وَ كَانَ يَأْكُلُ الْقِثَّاءَ بِالرُّطَبِ وَ بِالْمِلْحِ

از انس: پيغمبر (ص)، …خيار را با خرما و با نمك ميل مى‏كرد، ميوه تازه تناول مى‏نمود،[۳۱]

خربزه و نان

خربزه و شکر

خربزه و خرما

از انس: پيغمبر (ص)، …خربزه را با نان و گاه با شكر ميخورد، و گاه هم با رطب.[۳۲]

شير  و خرما

وَ كَانَ يَتَمَجَّعُ اللَّبَنَ‏ بِالتَّمْرِ وَ يُسَمِّيهِمَا الْأَطْيَبَيْنِ [۳۳]

 

گوشت و ثريد

وَ يَأْكُلُ الثَّرِيدَ بِاللَّحْمِ [۳۴]

نون و روغن

وَ كَانَ يَأْكُلُ الْخُبْزَ وَ السَّمْنَ [۳۵]

ماهي  با خرما يا عسل

عَنْ نُوحٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ مَوْلًى لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: دَعَا بِتَمْرٍ بِاللَّيْلِ فَأَكَلَهُ ثُمَّ قَالَ مَا بِي شَهْوَتُهُ وَ لَكِنِّي أَكَلْتُ سَمَكاً ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ بَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ سَمَكٌ‏ لَمْ يُتْبِعْهُ بِتَمْرٍ وَ عَسَلٍ‏ لَمْ يَزَلْ عِرْقُ الْفَالِجِ يَضْرِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يُصْبِحَ.[۳۶]

گردو   با  پنير

عنه صلى الله عليه و آله :الجُبنُ داءٌ ، وَالجَوزُ داءٌ ، فَإِذَا اجتَمَعَا مَعا صارا دَواءً .
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ الجَوزَ وَالجُبنَ إذَا اجتَمَعا كانا دَواءً ، وإذَا افتَرَقا كانا داءً .
عنه عليه السلام :الجُبنُ وَالجَوزُ إذَا اجتَمَعا في كُلِّ واحِدٍ مِنهُما شِفاءٌ ، وإنِ افتَرَقا كانَ في كُلِّ واحِدٍ مِنهُما داءٌ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنير ، درد است ؛ امّا چون با گردو خورده شود ، درمان است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنير ، درد است ، گردو هم درد است ؛ امّا چون با هم در يك جا جمع گردند ، درمان مى شوند .

امام صادق عليه السلام :گردو و پنير ، چون با هم يك جا جمع شوند ، درمان اند ؛ امّا اگر از هم جدا باشند ، درد مى شوند.
امام صادق عليه السلام :پنير و گردو ، چون با هم يك جا جمع شوند ، در هر يك از آنها درمان است ؛ امّا اگر از هم

خربزه  با  پنير

رسول اللّه عليه السلام :ما مِنِ امرَأَةٍ حامِلَةٍ أكَلَتِ البِطّيخَ بِالجُبنِ إلاّ يَكونُ مَولودُها حَسَنَ الوَجهِ وَالخُلُقِ .
طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله :كانَ صلى الله عليه و آله يَأكُلُ القِثّاءَ بِالمِلحِ ، ويَأكُلُ البِطّيخَ بِالجُبنِ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ زن باردارى نيست كه خربزه با پنير بخورد ، مگر آن كه كودكش خوش روى و خوش خوى شود .
طبّ النبىّ صلى الله عليه و آله :پيامبر صلى الله عليه و آله خيار را با نمك ، و خربزه را با پنير مى خورد .
خرما   با روغنِ  گاو
امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد از دردِ نشيمنگاه درامان بماند و باد بواسير ، هيچ زيانى به او نرساند ، هر شب ، هفت خرماى هَيْرون با روغن گاو بخورد و بيضه هاى خود را با روغن زنبك خالص ، چرب كند .
گوشت گاو  با خرما

…على به پختن گوشت‏ مشغول شد، و لقمه‏هايى از گوشت و خرما و جز آن را خرده خرده به كودكان مى‏خورانيد… [۳۷]

گوشت گاو  با  چغندر
امام باقر عليه السلام :بنى اسرائيل ، از لكّه هاى سفيدى كه [بر پوست] مى ديدند ، نزد موسى عليه السلام اظهار ناراحتى كردند . پس خداوند به موسى عليه السلام چنين وحى فرستاد : «به آنان بگو كه گوشت گاو ، همراه با چغندر بخورند» .
امام صادق عليه السلام :آب گوشت چغندر با گوشت گاو ، سفيدى را از ميان مى برد .

سرکه و سداب

برگ چغندر با گوشت گوساله

روغن  و بنفشه

روغن و زنبق

روغن و بان

[۱] طب الأئمة عليهم السلام / ۷۱ / في البهق و الوضح, و الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏۳ / ۱۸۰ / باب ۹۹ – ما يداوى به الوضح و البهق ….. ص : ۱۸۰, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۲۱۱ / باب ۷۶ دفع الجذام و البرص و البهق و الداء الخبيث ….. ص : ۲۱۱, و عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد (عليه السلام) / ج‏۲۰-قسم-۱-الصادق‏(عليه السلام) / ۱۱۲ / الأخبار، الأئمة، الصادق (عليه السلام) ….. ص : ۱۰۹, و مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏۱ / ۴۳۶ / ۷۸ باب نوادر ما يتعلق بأبواب التنظيف ….. ص : ۴۳۴٫

[۲] طب الأئمة عليهم السلام / ۱۰۱ / في تسكين الدم. طب الأئمة عليهم السلام /   / ۶۴ / في الدم و دوامه. الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏۳ / ۱۶۷ / باب ۸۸ – ما يقطع الدم عن المرأة …..  ص : ۱۶۷٫ طب الأئمة عليهم السلام (للشبر) /   / ۳۰۲ / باب معالجة أمراض الرحم، و عقمه، و احتباس الحيض، و تدبير الحمل، و الحوامل، و كثرة بكاء الأطفال، و تعويذهم، و علاج قلة الولد، و كثرة السقم، و العلل، و الجدري، و نحو ذلك …..  ص : ۲۹۵

[۳] طب الأئمة عليهم السلام / ۸۶ / في الهليلج, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۲۳۷ / باب ۸۶ الهليلج و الأملج و البليلج ….. ص : ۲۳۷, و طب الأئمة عليهم السلام (للشبر) / ۲۵۶ / باب ما يتعلق بأمراض العين، من العمى، و البياض، و الماء النازل و الرمد، و ما يعرض لها من الحرج، و فوائد الكحل، و أنواعه، و ما ينفعها، و ما يضرها ….. ص : ۲۴۷٫

[۴] طب الأئمة عليهم السلام / ۷۰ / في الريح الخبيثة التي تضرب الوجه, و الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏۳ / ۱۸۰ / باب ۹۸ – ما يداوى به الرياح الشابكة و التى تميل الوجه و العين ….. ص : ۱۷۹, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۱۸۶ / باب ۶۶ معالجة الرياح الموجعة ….. ص : ۱۸۶, عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد / ج‏۲۳-الجوادع / ۳۶۶ / ۴ – باب علاج ضربة الريح الخبيثة ….. ص : ۳۶۵, و طب الأئمة عليهم السلام (للشبر) / ۳۳۹ / باب علاج الريح الشائكة و سائر رياح البدن ….. ص : ۳۳۸, و مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏۱۶ / ۴۴۶ / ۱۰۸ باب نبذة مما ينبغي التداوي به و ما يجوز منه ….. ص : ۴۴۱٫

[۵] طب الأئمة عليهم السلام / ۶۸ / في البول و تقطيره, و الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏۳ / ۱۷۹ / باب ۹۷ – ما يداوى به تقطير البول ….. ص : ۱۷۸, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۱۸۸ / باب ۶۷ علاج تقطير البول و وجع المثانة و الحصاة ….. ص : ۱۸۸٫

[۶] بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۱۴۵ / باب ۵۷ معالجات العين و الأذن ….. ص : ۱۴۴٫

 

[۷].الكافي (ط – الإسلامية) ج‏۸   ۱۹۴  حديث قوم صالح ع  و  الوافي       ج‏۲۶  ص : ۵۳۲  و  وسائل الشيعة  ج‏۲۵   ۲۲۵   باب نبذة مما ينبغي التداوي به و ما يجوز منه .ص : ۲۲۴  و  بحار الأنوار (ط – بيروت)       ج‏۵۹   ۱۶۲  باب ۵۹ معالجات علل سائر أجزاء الوجه و الأسنان و الفم …..  ص : ۱۵۹

[۸] طب الأئمة عليهم السلام / ۶۴ / في الزكام, وسائل الشيعة / ج‏۲۵ / ۲۳۰ / ۱۳۸ باب استحباب ترك التداوي من الزكام و الدماميل و الرمد و السعال مع الإمكان ….. ص : ۲۲۹, و الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏۳ / ۱۳۷ / باب ۷۱ – ما ينبغى ترك مداواته ان امكن ….. ص : ۱۳۵, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۱۸۳ / باب ۶۵ الزكام ….. ص : ۱۸۳٫

[۹]. الكافي (ط – الإسلامية)  ج‏۸   ۱۹۴  حديث قوم صالح ع .  ص : ۱۸۵ و  وسائل الشيعة       ج‏۲۵       ۲۲۵       ۱۳۶ باب نبذة مما ينبغي التداوي به و ما يجوز منه …..  ص : ۲۲۴  و  الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)       ج‏۳       ۱۳۳       باب ۶۹ – ما يتداوى منه بالحنظل …..  ص : ۱۳۳   و  مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول       ج‏۲۶       ۹۴       الحديث ۲۳۲ …..  ص : ۹۴   و  بحار الأنوار (ط – بيروت)       ج‏۵۹       ۱۶۳       باب ۵۹ معالجات علل سائر أجزاء الوجه و الأسنان و الفم …..  ص : ۱۵۹

[۱۰] طب الأئمة عليهم السلام / ۲۲ / صفة دواء له, و بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۵۹ / ۱۴۵ / باب ۵۷ معالجات العين و الأذن ….. ص : ۱۴۴٫

 

 

[۱۱] . الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: ۳۴۶ و بحار الأنوار (ط – بيروت)       ج‏۵۹       ۲۶۱       باب ۸۸ نوادر طبهم ع و جوامعها …..  ص : ۲۶۰   و بحار الأنوار (ط – بيروت)       ج‏۶۳       ۲۹۳       باب ۲ العسل …..  ص : ۲۸۸ و طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)               ۱۲۹       باب التداوي بالعسل، و الاستشفاء به، منفردا، و منضما إلى غيره …..  ص : ۱۲۶ و مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل       ج‏۱۶       ۳۶۶       ۳۷ باب أكل العسل و الاستشفاء به …..  ص : ۳۶۵

[۱۲]. مكارم الأخلاق  ۱۹۱   في السعتر و النانخواه و الملح و الجوز ..  ص : ۱۹۱  و  بحار الأنوار (ط – بيروت) ج‏۶۳ ص۱۹۸   باب ۱۷ الجوز و اللوز و أكل الجوز مع الجبن .  ص : ۱۹۸  و

/ ج‏۲ / ۴۸۱ / ۶۸ باب البيض …..  ص : ۴۸۱ المحاسن

[۱۳]. الجعفريات (الأشعثيات) ص  ۲۴۴ كتاب الطب و المأكول  و  دعائم الإسلام       ج‏۲       ۱۵۰       ۴ فصل ذكر العلاج و الدواء …..  ص : ۱۴۳  و طب الأئمة عليهم السلام               ۶۷       ما جاء في الحرمل عنهم ع  و  مكارم الأخلاق               ۱۸۶       في الحرمل …..  ص : ۱۸۶  و  الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)       ج‏۳       ۱۷۶       باب ۹۵ – ما يداوى بالحرمل و الكندر …..  ص : ۱۷۶  و  بحار الأنوار (ط – بيروت)       ج‏۵۹       ۲۳۳       باب ۸۴ الحرمل و الكندر …..  ص : ۲۳۳  و  مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل       ج‏۱۶       ۴۶۰       ۱۱۲ باب نوادر ما يتعلق بأبواب الأطعمة المباحة …..  ص : ۴۵۵

[۱۴] مكارم الأخلاق / ۱۶۳ / في البيض ….. ص : ۱۶۲[۱۴]

[۱۵] سفينة البحار / ج‏۳ / ۱۸ / في القرع و الدباء ….. ص : ۱۷

[۱۶] الجعفريات (الأشعثيات) / ۲۴۳ / كتاب الطب و المأكول

[۱۷] مكارم الأخلاق / ۱۷۷ / في الدباء ….. ص : ۱۷۶

 

[۱۸] الدعوات (للراوندي) / سلوة الحزين / النص / ۱۴۹ / فصل في ذكر أشياء من المأكولات و المشروبات و كيفية تناولها

[۱۹] كافي (ط – دار الحديث) / ج‏۱۲ / ۵۰۱ / ۸۴ – باب الألبان ….. ص : ۴۹۸

[۲۰] المحاسن / ج‏۲ / ۴۸۸ / ۷۲ باب السويق ….. ص : ۴۸۸

[۲۱] من لا يحضره الفقيه / ج‏۱ / ۱۲۱ / باب غسل يوم الجمعة و دخول الحمام و آدابه و ما جاء في التنظيف و الزينة ….. ص : ۱۱۰

[۲۲] الأمالي (للطوسي) / النص / ۳۶۶ / [۱۳] المجلس الثالث عشر

[۲۳] بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج‏۴۹ / ۴۸ / باب ۳ معجزاته و غرائب شأنه صلوات الله عليه ….. ص : ۲۹

[۲۴] كافي (ط – دار الحديث) / ج‏۱۲ / ۴۱۱ / ۵۳ – باب الأسوقة و فضل سويق الحنطة ….. ص : ۴۰۷

[۲۵] كافي (ط – دار الحديث) / ج‏۱۲ / ۴۷۷ / ۷۷ – باب الخل و الزيت ….. ص : ۴۷۵

[۲۶] دعائم الإسلام / ج‏۲ / ۱۱۲ / ۲ فصل ذكر صنوف الأطعمة و علاجها و الحاجة إليها ….. ص : ۱۰۸

[۲۷] آسمان و جهان (ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد ۵۴) / ج‏۱۰ / ۶۸ / باب هجدهم ص : ۶۶

[۲۸] المحاسن / ج‏۲ / ۴۶۶ / ۵۵ باب ….. ص : ۴۶۴

[۲۹] المحاسن / ج‏۲ / ۴۶۷ / ۵۵ باب ….. ص : ۴۶۴

[۳۰] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) / ج‏۱ / ۱۴۷ / فصل في آدابه و مزاحه ع ….. ص : ۱۴۵

[۳۱] مكارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۷

 

[۳۲] كارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۷

[۳۳] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) / ج‏۱ / ۱۴۷ / فصل في آدابه و مزاحه ع ….. ص : ۱۴۵

[۳۴] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) / ج‏۱ / ۱۴۷ / فصل في آدابه و مزاحه ع ….. ص : ۱۴۵

[۳۵] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) / ج‏۱ / ۱۴۷ / فصل في آدابه و مزاحه ع ….. ص : ۱۴۵

[۳۶] المحاسن / ج‏۲ / ۴۷۷ / ۶۶ باب الحيتان و السمك ….. ص : ۴۷۵

[۳۷] الحياة / ترجمه احمد آرام / ج‏۲ / ۳۲۸ / حديث ….. ص : ۳۲۷

 

علی میلانی

✔دانشجو رشته شبکه و نرم افزار هستم و در زمینه برنامه نویسی و طراحی سایت فعالیت می کنم ، به طب اسلامی علاقه دارم و دوست دارم در ثواب نشر حقیقت طب اسلامی سهیم باشم.❤

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. سلام دوستان
    لطفا در تکمیل مطالب سعی و تلاش بیشتر بنمایید تا سایت از غنای بیشتری برخوردار شود و دوستداران طب اسلامی و سایر اقشار از این علم وحیانی نهایت استفاده را ببرند و ان شاالله خداوند جزای نیکو برای شما در نظر خواهد گرفت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن