چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

موج احیای طب اسلامی

موج احیای طب اسلامی

✅این که بگوییم طب اسلامی نداریم لجاجت است.

💠بخشی از سخنان آیت الله ابوالقاسم علیدوست از اساتید درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم

👈ایشان پس از قرائت یک حدیث طبی از کتاب میزان الحكمه با تاکید به وجود اصل طب اسلامی به تبین آن پرداختند و برخی نکات که موجب آسیب به این جریان می شود را تشریح کردند:

🔹این مسئله، مسئله اجتماعی شده و یک کسی می گوید در حوزه باشد، طب اسلامی یک پدیده نیست الان یک جریان شده است یک جریان اجتماعی، که خوب بالاخره در حوزه هم مطرح هست،حتی در حد مرجعیت هم ورود کرده اند.

🔹مبحث طب اسلامی و طب الائمه علیهم السلام، شکی نیست که از حضرات معصوم علیهم صلوات الله و به تبع حضرات معصومین، علمای بزرگی داشتیم که اینها یا بطور کلی یا بطور موردی ورود کرده اند، یعنی اصل این را نمی توانیم انکار کنیم.

🔹حدیثی که حضرت امیر به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرمایند چهار چیز به تو وصیت می کنم تورا بی نیاز از طبیب می کند گاهی انسان این را به پزشکان و متخصصان نشان می دهد لذت می برند و دست تعجب می زنند که حضرت به چهار اصل بنیادین، بنیادینی که به ذهن بشر معمولی نمی رسیده است که حضرت فرمود تا گرسنه نشدی غذا نخور، هنوز اشتها داری دست از غذا بکش، “جودالمضغ” خوب بجو، این کشته بعضی متخصصان را، دیده ام از نزدیک، [و نکته چهارم] قبل از خواب قضای حاجت کن راحت بخواب در بدن این سموم نماند این یک ورود طبی است دیگر، منتها ورود کلی و مادر مادر بسیاری از گزاره های طبی است.

🔹بطور خاص هم از حضرات معصومین علیهم السلام بعضی تراث داریم که از خواص فلان گیاه، فلان میوه چگونه است، فلان نبات چه دارد، یا امام صادق علیه السلام دستور نوع خوردن گوشت برای رفع ضعف را بیان می کند که بنحو کباب باید باشد این یک گزاره ی دستور غذایی است.

🔹علمای بزرگ هم در طول تاریخ خیلی ها هم عالم فقیه و اصول بودند هم طبیب بودند، بقول قدیمی ها حکیم بودند.

🔹ببینید اصل این ورود کسی بخواهد بگوید نداریم، اصلا طب اسلامی یعنی چه، نه، به هر حال طب اسلامی داریم، هم طب مسلمین، یعنی طب تمدن مسلمین.

🔹اصل ورود به روایاتی که با عنوان مسائل طبی داریم، ورودی صحیح و ممدوح است و بی انصافی است که آن را با هواپیمایی اسلامی و جاده کشی اسلامی هم ردیف کرده و آن را به نقد بکشیم، این بی انصافی و نوعی لجاجت است، با وجود این اسناد، طب اسلامی داریم

🔹چنانکه طب مسلمین نیز داریم و آن طبی است که در تمدن اسلامی بالنده شده است و فعالیت های ابن سینا و زکریای رازی در من لا يحضره الطبیب، اینها در واقع جزء طب تمدن مسلمین است و نمی توانیم بگوییم اصطلاحا طب اسلامی، چون خیلی از آنها به هدایت ائمه علیهم السلام نبوده ولی طب مسلمین هست و این بنظر من باید از هم جدا شود.

🔹در جریان طب اسلامی و برای تبین آن، لزومی ندارد که دست آوردهای پزشکی بشری نفی شود تا طب اسلامی اثبات شود، خیر. نه مرعوب پزشکی روز باید بود و هر چه هست را وحی منزل دانست چنانکه دلباختگان غرب، باور دارند و نه همه دستآوردهای آن را ندید گرفت، باید دانست که دو لبه قیچی افراط و تفریط با یکدیگر سر سازش دارند و آن چیزی که در میان آنها بریده می شود، ساقه بارور عدالت و انصاف است.

🔹در پایان عرض می کنم که پرداخت به روایات طبی موجود در اسناد، بایسته هایی را می طلبند که برخی از آن عبارت است از:
۱٫ افراد خاص
۲٫ شرایط خاص
۳٫ محدود
۴٫غیرجازمانه
۵٫ غیر مرعوب
۶٫ با احترام به دست آوردهای بشری و تراث دیگران
۷٫تحت برنامه ای نهادینه اگر افرادی عهده دار شوند [مطلوب است].
الحمدلله رب العالمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

})